Language

author avatar
16 Dec 2017 - 18:07
author avatar
16 Dec 2017 - 18:07

دموکراسی؛ سیستم حکومتی است که در آن شهروندان یک کشور، برای گروهی از رهبران سیاسی، حق حکومتداری را از طریق انتخابات دوره یی اعطا میکنند و همواره دولت ها سعی میکنند که به سوی نظام های دموکراتیک و مردم سالار گام بردارند و یا دست کم، برچسب نظام دموکراسی را بر نظام های خود بزنند؛ تا از امتیازات جامعۀ ملل سود برده و از طرف دیگر، ضامنی باشد برای بقا و سلطۀ حکومتداری شان.

در این میان، افغانستان نیز با در نظرداشت ویژه گی های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی؛ از جمله کشورهايی است که در این راستا قدم بر میدارد. افغانستان در حال گذار به نظام دموکراسی است و دموکراسی آمیخته با آموزه های دینی را به عنوان احترام به ارادۀ جمعی پذیرفته است. نقش اساسی در اجرایی شدن این روند را میتوان با گرایش دادن مردم به صلح و ثبات دایمی و همدیگرپذیری، فراهم ساخت.

 چنانچه پس از طالبان، زمینه های گسترده برای دگرگونی های سیاسی مساعد شد؛ جامعه جهانی در پی آن شد که با استفاده از میکانیزم ها و ساختارهای پذیرفته شده، رژیم طالبان را به یک رژیم دموکرات یا مردم سالار عوض کند و گروه های سیاسی که بیشتر شان نمایندگان تنظیم های جهادی بودند، از روند دموکراتیک برای افغانستان در اولین کنفرانس بن در آلمان استقبال کردند، که در چارچوب سازمان ملل کنفرانس بن دایر شد و دولت موقت ایجاد گردید و افغانستان، به عنوان کشور دموکراتیک به رسمیت شناخته شد و به مشروعیت بین المللی دست یافت؛ درين راستا میتوان به تشکیل احزاب سیاسی و جامعه مدنی اشاره کرد، که نقش سازنده یی در بسیج شهروندان برای مشارکت سیاسی دارند؛ تشکیل ده ها حزب سیاسی و نهادهای مدنی در این مدت کوتاه، در تاریخ افغانستان بی سابقه بوده است.

دموکراسی، از همه اولتر به رسميت شناختن حق حضور و ارادۀ مردم در انتخابات است و انتخابات هدفمند و شفاف، زمانی میسر میگردد که اطلاعات گسترده در اختیار شهروندان قرار گیرد؛ اما در افغانستان چنین نیست؛ چنانچه جنگسالاران و پولداران آرای مردم را به گروگان میگیرند؛ آنها بدون آنکه برنامه هايی را با شهروندان در میان بگذارند، وعده های احساساتی و به دور از امکان به مردم پیشکش میکنند و چنین رویکرد، در دوره های متعدد انتخابات تعمیم یافته و روند مردم سالاری را صدمۀ بزرگی زده است.

از آنجاییکه یکی از مفاهيم دموکراسی؛ حکومت مردم برای مردم است؛ بناءً با این کار میشود که به صلح نیز رسید؛ زیرا زمانیکه اکثریت مردم، یک جریان سیاسی را به عنوان حاکم کشور خود انتخاب میکنند، بدون شک که حمایت اکثریت را با خود دارند و زمانیکه اکثریت مردم از نظام حمایت کردند، صلح نیز میتواند در یک جامعه به وجود بیاید و تلاش ها برای صلح در کشوری که درگیر جنگ باشد نیز نتیجه خوبی نیز در پی خواهد داشت. یکی از شرایط اساسی برای برقراری دموکراسی در یک کشور، صلح میباشد؛ تا زمانیکه در یک جامعه صلح تامین نشود، دموکراسی نیز به وجود آمده نمیتواند. صلح، یکی از مولفه های مهم در یک جامعه است که باید برای رسیدن به آن، با تمامی وجود همۀ نهادها به شمول حکومت کوشش کنند که صلح را در یک جامعه که درگیر جنگ است، تامین نمایند.

در افغانستان اکنون نیز نهادی به نام شورای عالی صلح، بخاطر برقراری صلح کار میکند؛ اما تا کنون انتقاد ها بر این شورا این است که نتوانسته است برای برقراری صلح، یک میکانیزم همه جانبه را ایجاد کند؛ تا به اساس آن، جنگجویانى که علیه حکومت می جنگند، بتوانند در روند صلح افغانستان یکجا شوند. اما یکی از دیگر از دلایلى که جنگجویان برای پیوستن به این شورا بخاطر صلح دل خوش نمیکنند، حضور اعضای این شورا است؛ زیرا بیشتر اعضای فعلی شورای عالی صلح، در حال حاضر کسانی هستند که در گذشته بیشتر آنان در مقابل مخالفان مسلح کنونی جنگیده اند. اگر چه رهبری شورای عالی صلح همواره در نشست های خود گفته است که پیوستن جنگجویان مسلح به روند صلح، به معنای تسلیم شدن جنگجویان نیست و این کار، بازی برد برد برای هر دو طرف است؛ اما جنگجویان مسلح پیوستن خود به روند صلح را یک نوع تسلیم شدن به دشمن دیرینۀ خود میدانند.

شورای عالی صلح میگوید که در سفر شان به اندونیزیا، با مقام های این کشور به توافق رسیده اند که از تجارب آنان برای روند صلح افغانستان استفاده کنند و تاکید کردند که یک اجماع، بین کشورهای اسلامی بخاطر برگشتاندن طالبان به صلح به وجود آمده است؛ اما یک کشور همسایۀ افغانستان که ظاهرا اشاره آنان به پاکستان است، را به عنوان کشوری یاد کردند که در این اجماع جا ندارد.

پاکستان کشوری است که پناهگاه های اصلی جنگجویان مسلح، در خاک این کشور وجود دارد و هرازگاهی اقدامات تروریستی را علیه نیرو های افغان و خارجی در افغانستان، در خاک پاکستان طرح ریزی میکنند. برای رسیدن صلح افغانستان، باید بالای پاکستان فشار آورده شود؛ تا از حمایت گروه های تروریستی دست بردارد. هر چند برخی فشارها بالای این کشور از سوی امریکا و برخی کشورهای دیگر وارد شده؛ اما این فشارها تا کنون عملی نبوده، بلکه در حد یک حرف بوده است.

در نهایت باید گفت که دموکراسی و صلح، دو پدیدۀ لازم و ملزوم همدیگر هستند، که بدون صلح نمیتوان به دموکراسی رسید و همچنان بدون دموکراسی قوی، نمیتوان به یک صلح پایدار در کشور دست یافت.

يادداشت: این مقاله بيانگر نظر نویسنده است، پژواک در قبال آن مسووليتى ندارد.

The views expressed in this article do not necessarily reflect Pajhwok's editorial policy.

Author's brief introduction