کابل (پژواک، اول سرطان ۱۴۰۵): یک متخصص جراحی اطفال در کابل که با استفاده از روش پیوند پوست ماهی، یک کودک پنجساله مبتلا به سوختهگی شدید را با موفقیت تداوی کردهاست، در یک ورکشاپ بینالمللی در آیسلند سرتیفیکیت «برتری بالینی آرورا (ACE)» را به دست آوردهاست.
ورکشاپ بینالمللی جراحی آفتاب نیمهشب قطب شمال چیست؟
بربنیاد گزارشها، ورکشاپ بینالمللی جراحی آفتاب نیمهشب قطب شمال (Arctic Midnight Sun Surgical Workshop) همهساله در آیسلند برگزار میشود و از رویدادهای تخصصی در حوزۀ درمان زخم و سوختهگی به شمار میرود.
در این برنامه، متخصصان از کشورهای مختلف، تجربهها و مطالعات موردی خود را در زمینۀ استفاده از فناوری پیوند پوست ماهی برای درمان بیماران مبتلا به سوختهگی و زخمهای پیچیده ارایه میکنند.
سرتیفیکیت «Aurora Clinical Excellence (ACE) Recognition» نیز به داکترانی اعطا میشود که با استفاده از این روش درمانی، به نتایج برجسته و موفقی در روند بهبود بیماران دست یافته باشند.
امسال حبیبالرحمن قاسم، متخصص جراحی اطفال و آمر دیپارتمنت جراحی سوختهگی اطفال در شفاخانۀ صحت طفل اندراگاندی نیز برندهٔ این جایزه شدهاست.
او در گفتوگو با پژواک گفت که به نمایندهگی از افغانستان در این ورکشاپ که دستکم ۳۰۰ متخصص از کشورهای مختلف جهان اشتراک، شرکت داشت.
موصوف میگوید که برندۀ سرتیفیکیت «برتری بالینی آرورا(ACE) » از ورکشاپ بینالمللی جراحی آفتاب نیمهشب قطب شمال شدهاست؛ جایزهای که به داکتران دارای نتایج موفق در پیوند پوست ماهی برای درمان بیماران سوختهگی اعطا میشود.
به گفتۀ وی، در این ورکشاپ که با حضور صدها متخصص برگزار شده بود، قضیۀ یک کودک پنجساله از ولایت فراه که پس از سوختهگی شدید و عفونت گسترده با استفاده از پیوند پوست ماهی در شفاخانۀ صحت طفل اندراگاندی تداوی شده بود، توجه اشتراککنندهگان را به خود جلب کرد.
او میگوید که در تاریخ ۲۴ سپتمبر سال ۲۰۲۵ کودکی با سوختهگی حدود ۵۰ درصد از ولایت فراه به این شفاخانه مراجعه کرده بود؛ بدن این کودک دچار سوختهگیهای شدید درجه سوم شده و به دلیل عفونت شدید، بخشهای زیادی از بدنش کاملاً سیاه شده بود.
موصوف خاطرنشان کرد: «زمانیکه این بیمار به ما سپرده شد، در وضعیت بسیار وخیمی قرار داشت؛ اما ما فوراً او را تحت مراقبت و درمان قرار دادیم در نخست تلاش شد وضعیت عمومی کودک بهبود یابد و سپس روند درمان و جراحی آغاز شد.»
او که میگفت در مرحلۀ نخست، بافتها و پوستهای سوخته و تخریبشده از بدن بیمار برداشت، افزود، کودک به یک عفونت شدید نیز مبتلا بود؛ عفونتی که درمان آن حتا در کشورهای پیشرفته نیز بسیار دشوار است، اما تیم درمانی موفق شد آن را کنترول کند.
داکتر قاسم گفت، پس از بهبود نسبی وضعیت بیمار و با رضایت پایواز وی، کودک برای انجام عملیات جراحی آماده شد و برای نخستینبار پیوند پوست ماهی بر بدن او انجام گرفت.
وی افزود: «پنج روز بعد، پانسمان بیمار انجام شد؛ وضعیت عمومی کودک خوب بود، غذای عادی مصرف میکرد و حتا توانستیم بدون بیهوشی او را پانسمان کنیم؛ هنگام تعویض پانسمان با کودک صحبت میکردیم و خوشبختانه او درد زیادی احساس نمیکرد. دیدن اینکه بیمار ما به سوی بهبودی پیش میرود، برای ما بسیار امیدوارکننده و خوشحالکننده بود.»
او گفت که پس از ۱۲ روز، تغییرات چشمگیری در روند بهبودی این کودک مشاهده شد و پس از سپری کردن تمام مراحل درمان، با صحت کامل از شفاخانه مرخص شد.
به گفتۀ او، این بیمار تاکنون با هیچگونه عوارض جانبی مواجه و هیچ نوع اختلاط یا عارضهای نیز در روند درمان وی مشاهده نشدهاست.
او گفت: «با افتخار میتوانم بگویم که تمام مراحل درمان این کودک در شفاخانه اندراگاندی تنها پنج هفته زمان گرفت؛ در حالی که در کشورهای بسیار پیشرفته، از جمله اروپا و امریکا نیز برای چنین مواردی معمولاً زمان بیشتری پیشبینی نمیشود.»
پدر کودک علاجشده: پسرم دوباره صحت کامل خود را به دست آورد
آقا محمد، پدر حکیمالله، کودک یادشده که در ولایت فراه دچار سوختهگی شده بود، از طریق تیلفون به پژواک گفت که پسرش سال گذشته در اثر افتادن در میان آتش هیزمهای جمعآوریشده برای فصل زمستان سوختهاست.
او افزود که حکیمالله پس از این رویداد به شفاخانۀ صحت طفل اندراگاندی در کابل منتقل شد و پس از انجام پنج عملیات جراحی تحت نظر داکتر حبیبالرحمن قاسم، دوباره صحت کامل خود را به دست آورد.
آقامحمد با ابراز رضایت از خدمات این شفاخانه از سایر والدین نیز خواست تا بیشتر مراقب کودکان خود باشند.
وی در پایان از داکتر قاسم و سایر پرسونل شفاخانهٔ صحت طفل اندراگاندی کابل قدردانی کرد.
تلاش برای ارتقای ظرفیت درمان سوختهگی در شفاخانۀ صحت طفل اندراگاندی
داکتر حبیبالرحمن قاسم با اشاره به محدودیت امکانات صحی در افغانستان گفت که مراکز درمانی کشور با کمبود تجهیزات در مقایسه با شفاخانههای اروپا و امریکا روبهرو هستند؛ اما با وجود این چالشها، تلاش میشود تا بیماران در داخل کشور تداوی شوند و نیاز به سفرهای درمانی کاهش یابد.
به گفتۀ وی، پوست ماهی مورد استفاده در درمان بیماران سوختهگی از سوی آیسلند فراهم شده و بخشی از حمایتهای تخنیکی نیز از جانب پوهنتون زوریخ صورت میگیرد. او افزود که همکاریهای بینالمللی در سالهای اخیر سبب شده تا شفاخانۀ صحت طفل اندراگاندی با شماری از مراکز معتبر صحی در اروپا و امریکا روابط دوامدار برقرار کند و از کمکهای تخنیکی و تجهیزاتی آنان بهرهمند شود.
قاسم گفت که اخیراً آیسلند ۱۰۰ هزار دالر به این شفاخانه کمک کرده و یک دستگاه طبی به ارزش حدود هفت هزار دالر نیز در اختیار آن قرار گرفتهاست. به باور وی، این امکانات میتواند در بهبود و گسترش خدمات صحی نقش مهمی داشته باشد.
او مراجعۀ دیرهنگام بیماران سوختهگی را یکی از بزرگترین چالشها عنوان کرد و گفت که بسیاری از بیماران از ولایتهای دوردست پس از ۱۰ تا ۱۵ روز به مراکز درمانی مراجعه میکنند که این موضوع خطر تلفات و معلولیت را افزایش میدهد. به گفتۀ وی، کمبود ظرفیت بستری، نبود هماهنگی مؤثر میان مراکز صحی ولایتها و شفاخانۀ صحت طفل و کمبود نیروی متخصص نیز از دیگر مشکلات موجود است.
قاسم افزود که در بخش سوختهگی این شفاخانه، تنها دو داکتر متخصص، پنج داکتر کارآموز و حدود ۲۰ نرس مصروف ارایۀ خدمات اند. به همین منظور، برنامۀ اکمال تخصص برای ارتقای ظرفیت داکتران راهاندازی شدهاست.
وی از وزارت صحت عامه خواست تا به بخش درمان بیماران سوختهگی توجه بیشتری داشته باشد و گفت این بیماران به مراقبتهای ویژه، تغذیۀ مناسب و چندین مرحلۀ تداوی نیاز دارند. او تأکید کرد که بسیاری از خانوادهها توان پرداخت هزینههای درمان را ندارند و حمایت بیشتر از این بخش میتواند مشکلات بیماران و خانوادههای آنان را کاهش دهد.
داکتر قاسم گفت که این افتخار را نخست به همکارانش تقدیم میکند؛ کسانیکه به گفتۀ وی، با وجود امکانات محدود، شب و روز برای درمان بیماران تلاش میکنند و خدمات زیادی را ارایه میدهند.
وی افزود: «آرزوی ما این است که روزی مردم به داکتران خود اعتماد کامل داشته باشند و رابطۀ صمیمی و مبتنی بر اعتماد میان مردم و کارکنان صحی در کشور تقویت شود.»
خاطرۀ تلخ و شیرین داکتر قاسم پس از دریافت سرتیفیکیت بینالمللی
داکتر قاسم در این گفتوگو در بیان یکی از خاطرات تأثیرگذار خود از جریان این برنامه گفت: «پس از آنکه پریزنتیشن خود را ارایه کردم و سرتیفیکیت و گل را دریافت کردم، در جستجوی گوشهای بودم تا به مادرم زنگ بزنم و خبر بدهم که این جایزه را به دست آوردهام؛ اما ناگهان به یادم آمد که مادرم ۱۳ سال پیش وفات کردهاست و تا آن لحظه این موضوع را فراموش کرده بودم.»