کندز (پژواک١٧ اسد ٩٢): “انتحاری، توتۀ دلم را از تنم جدا کد و عید امساله، بریم به دریای غم تبديل نمود.”
اين گفتۀ لیلاى ۴۰ ساله است که یگانه پسرش را که پوليس ترافیک بود، در حملۀ انتحاری کندز، از دست داده است.
در آن حمله که شام هفتم دلو سال ۱۳۹۱ درچوک شهر کندز رُخ داد، ١٤ تن که اکثر شان پوليس ترافيک و افراد ملکى بودند، کشته شدند و ١٩ تن جراحت برداشت.
درمیان کشته شدگان؛ مدير مبارزه با تروريزم، مدير ترافيک و یکی هم عبدالقدیر ۲۴ ساله یگانه فرزند پدر و مادرش بود، که به حیث ترافیک ایفای وظیفه میکرد.
لیلا، مادرعبدالقدیر گفت که پسرش را یکسال قبل با دختری مورد علاقه اش نامزاد کرده و مدت کمی به عروسی اش باقی مانده بود.
این مادرغمدیده؛ درحالیکه اشک در چشمانش حلقه زده و باهر کلمه، اشک از چشمش جاری و زبانش بند مى آمد، به آژانس خبرى پژواک گفت که آرزو داشت براى نامزد پسرش، عيدى ببرد و او را عروسى کند؛ اما حملۀ انتحاری، پسرش را از او گرفت.
وى افزود که در حملۀ انتحاری؛ نه تنها جگرگوشۀ وى، بلکه تعدادى از افراد ديگر مُلکى نيز جان باختند؛ همۀ آنها در ماتم و غم نشسته و عيدفطر براى شان معنى ندارد.
ليلا گفت: “حالى شش دختر دارم، شوهرم کسب و کمال نداره، بسیار به حالت خراب زندگی داریم؛ وقتى دخترانم ميگوين که مادر! برى ما ده عيد کالا کو؛ گريه ميکنم و شهادت پسرم و نادارى شوهرم پيش چشمم مى آيه.”
عبدالقدير باشندۀ اصلى شهرمیمنه مرکز ولایت فاریاب بوده و در چند سال اخير، به کندز آمده و با پدرش يکجا نفقۀ خانواده را تامین مینمود.
اين مادر افزود که پنجهزار افغانی، به حویلی کرایه می پردازند و شوهرش درطول یکماه، به اندازه اى کار میکند که حتی کرایۀ حویلی رانیز پرداخت نمیتوانند؛ چه رسد به اينکه خوراک و پوشاک اطفال شانرا تهيه کنند.
وى گفت: “بعد ازآنکه خبرشهید شدن بچیمه شنیدم، زمین و آسمان را فرق کده نتانستم، سرلوچ و پای لوچ به طرف شفاخانه دویدم، مگر بعد ازساعت ۱۱ شب، توته های گوشت بچه گکمه به خانه آوردم.”
با ادای چنین کلمات که ضعف بالایش حاکم بود و ديگر اين وضعيت مجال سخن گفتن را به وى نداد، محمد فاروق پدرعبدالقدیر، رشتۀ سخن را گرفته و گفت: “بعدازى قضیه، زمین ده سرم تاریک شد، تا شفاخانه نفامیدیم چه رقم رفتیم!”
این پدر داغدیده نیز درحالیکه اشک مجالش نمیداد و از کشته شدن پسرش شکسته به نظرميرسيد، افزود که تا بحال حکومت هیچگونه همکاری با آنان نکرده است.
وى علاوه نمود که روزانه، درشهر کندز مزدورکارى میکند؛ آنهم یکروز میسر میشود و روزی هم بیکار مانده و مايوسانه به خانه بر میگردد.
اعضای این خانواده، حملات انتحارى را به طالبان مسلح نسبت داده و از آنان خواستند که دیگر به کشتار مردم ملکی نقطۀ پایان بگذارند.
آنان گفتند که اگر طالبان، کشتار افراد ملکی راجهاد فکر میکنند؛ اين جهاد نبوده، بلکه گناه اطفال معصوم خانواده ها را به خود کسب میکنند که در هرخانه اطفال منتظر پدران، برادران و اعضای دیگر خانوادۀ شان هستند که متاسفانه در چنین حملاتى کشته میشوند.
اعضای این خانواده افزودند که هرسال با فرا رسیدن عید آمادگی میگرفتند؛ اما امسال از یکطرف فقر و تهیدستی و از طرف دیگر داغ یگانه پسرش سبب شد که دیگربه عنوان عید چیزی نداشته باشند.
آنان از حکومت خواستند که بازماندگان قربانيان حملات انتحارى را کمک نمايد و از وقوع چنين حملات که بيشتر باعث قتل غیرنظامیان میشود، جلوگیری کند تا دیگر فرزندان و خانواده ها داغ اولادهای شانرا نبينند.
اما سيد سرورحسينى مسوول مطبوعات قوماندانى امنيه كندز گفت كه خانواده ها به شمول بازماندگان پوليس ترافيک، تا حال معاش و امتيازات ماهانۀ از دست رفتگان خود را از دولت، منظم و دوامدار دريافت ميکنند.
وى علاوه کرد که تابحال فرمان ويژه از سوى رييس جمهور مبنى بركمكهاى نقدى به خانواده هاى قربانيان سربازان پوليس و ترافيک، به آنان مواصلت نورزيده؛ هرگاه چنين مساعدتى شود، آنرا به اسرع وقت به خانواده هاى شان توزيع خواهند کرد.










