رفتن به محتوا
جمعه ۳۰ اکتوبر ۲۰۲۶ · کابل ۱۱:۳۶ ق.ظ
دربارۀ ماتماس با ماورود
۱۶° — وضعیت هوا در همه ولایات
صاف · ↑۱۸° ↓۶°
کیفیت هوا: متوسط

يک طفل بيجاشده: “عمرم در جمع آورى هيزم از کثافات تير شده”

· ۴ دقیقه مطالعه · ۱۲۰ بازدید

 کابل (پژواک، ٤عقرب ٩٢): “تمام عمرم در جمع کدن هيزم از ديران (زباله دانى) تير شده؛ گاهى براى داشها و گاهى هم براى خانۀ خود هيزم جمع ميکنم.”

اين گفتۀ محمد حنيف، پسرى است که در يکى از خيمه هاى بيجاشدگان در ساحۀ پروان دوم شهر کابل زندگى ميکند و کارش، جمع آورى مواد سوخت از زباله دانى هاست.

وى ميگويد که پدرش را سه سال قبل بر اثر حملۀ انتحارى سرک دارالامان از دست داده و با مادر، سه خواهر و يک برادرکوچکش زندگى مشقت بارى را سپرى مى نمايد.

اين پسر ١٧ ساله که در عقب بايسکلش، بورى بزرگى را بسته و به سوى هدفش درحرکت بود، بايسکلش راتوقف داد و درحاليکه اطراف دهنش را با دستمال کهنه اى که در گرد گردنش پيچيده بود، پاک ميکرد، به آژانس خبرى پژواک گفت: “از روزى که دست چپ و راست خوده شناختيم، کارم جمع کدن هيزم اس.”

محمد حنيف که چهار سال قبل، از ولسوالى سروبى کابل به علت مشکلات اقتصادى به شهر کابل بيجا شده است افزود که تا وقتى که خار در کوه ها بود؛ خار جمع ميکرد؛ اما زمانى که پاى پسر کاکايش با انفجار ماين قطع شد، ديگر خار جمع نمى کند.

وى با خاطر افسرده گفت که تمام عمرش، در جمع کردن هيزم از ديران (زباله دانى) سپرى شده، گاهى براى داشها و زمانى هم براى خانه اش هيزم جمع ميکند و بدينگونه زندگى خود و فاميلش را پشت سر ميگذارد.

به گفتۀ حنيف، اين مواد سوخت را که براى داشها ميبرد، از آن پول ميگيرد؛ اما درخانه براى ديگ پختن و در زمستان از آتش آن، براى صندلى کار ميگيرند.

اين پسر علاوه کرد که روزانه يکصد تا ١٥٠ افغانى عايد دارد؛ اما اين عايد ناچيز است و تکافوى فاميلش را نمى کند. با آنهم  ميگويد که شايد يک لقمه روزى شانرا خداوند در کنار همين زباله دانى ها مقررکرده است.

وى در مورد اينکه درس خوانده يا خير و ميخواهد در آينده چه کاره باشد؟ پس از آنکه موهاى چرکينش را که زنبور بالاى آن نشسته بود؛ تکان داد گفت: “سبق نخانديم، از بيسواد چه جور ميشه؟ غيرهمى کارهاى شاقه!”

 حنيف علاوه کرد که اگرزندگى اش خوب ميبود و درس ميخواند، مامور دولت ميشد تا در موتر مامورين، رفت و آمد کرده سرو پايش پاک ميبود.

اين پسر افزود که حالا هم خنک شده، مرگ غريبا در راه است، مجبوراست که سر خود فشار آورده و مواد بيشتر جمع کند که هرگاه فصل بارشها رسيد، شايد نتواند مواد سوخت را که تر ميشود و خشک کردن آن هم مشکل است، جمع کند.

وى با حسرتى که تمام وجودش را فرا گرفته و ميخواست درس بخواند و زندگى پاک و منزه داشته باشد؛ ميگويد که اگرچه اينجا خارجى ها يک مکتب ساخته اند؛ اما وى وقت درس خواندن را ندارد.

اين عضو خانوادۀ فقير، کسب تعليم براى همه را ضرورى دانسته و خواست که خواهر و برادرش که  اکنون درصنوف چهارم و هشتم درس ميخوانند، به تعليم ادامه بدهند تا مانند وى زندگى شان تباه نشود.

محمد حنيف از دولت تقاضا کرد که سرپناهى را براى آنها تدارک ببيند؛ زيرا مالکين  بلندمنزل هايى که از دو طرف خيمه هاى آنها بلند شده، هميشه باعث آزار و اذيت آنها ميگردند.

اين پسر گفت: “مه ميخايم دولتى روى کار شوه که زندگى مردم يک قسم باشه، امروز پيسه دارا بلدينگها جور کده، مگر مردم فقير پيسۀ کاهگل بام هاى خوده ندارن؛ بايد دولتى سر کار شوه که حق هيچکس زير پا نشوه.”

اين درحالى است که براساس فیصلۀ کنوانسيون بين المللى حقوق بشر، اطفال از هرگونه تعرض مصوون بوده، کارشاقه بر آنها منع است و آنها حق دارند تعليم نمايند و به حيث افراد تعليم يافته، مصدر خدمت  درجامعه شوند.

افغانستان در سال ١٣٧٣با عقد پروتوکولهای کنوانسیون حقوق طفل، مکلفیت دارد تا شرایط مناسب را غرض پرورش و تعلیم و تربیۀ اطفال، مهیا کرده و از مصروفیت آنها به کارهای شاقه، جلوگیری نماید.

اما نهادهاى جامعۀ مدنى با ابراز نگرانى، تعداد اطفال روى سرک در سراسر کشور را دو ميليون تن اعلام نموده، ميگويند که دولت تا حال در بهبودى زندگى اين اطفال، هيچگونه اقدام موثرى نکرده است.

کودکان روى سرک به اطفالى گفته ميشود که زير ١٨ سال بوده و به خاطر بقاى خود و کمک به خانواده هاى شان، مجبور به انجام کارهاى شاقه ميگردند.

نهادهاى جامعۀ مدنى، در نشست خبرى ماه گذشته در کابل گفتند که از١٢سال تاکنون که کشور، داراى يک نظام ديموکراتيک است؛ نه تنها مشکلات اطفال کم نشده، بلکه روز به روز بيشتر ميشود و آنها با چالش هاى بيشترى مواجه ميگردند.

اما مسوولان وزارت کار و امور اجتماعى تاکید ميکنند که تلاش دارند الی پنج سال آینده؛ مشکلات اطفال را که شامل اجرای کارهای شاقه، ازدواج های اجباری، عدم دسترسی به تعلیم و تربیه، مشکل فرار از منزل، خشونت های فزیکی، استفاده جنسی، اختطاف و قاچاق  ميشود، رفع نمايند.