کابل (پژواک، ٢٣سرطان٩٣): یک خدمتگار جامعه يا بیمار روانی سرگردان درناحیۀ 13مزدحم شهرکابل، که خودسرانه کار یک پولیس ترافیک را انجام ميدهد، هم مورد تحسین مردم قرار گرفته وهم جنجال به بار آورده است.
اوقات ازدحام در ناحیه ١٣ شهر کابل است، محلی که تقریباً یک میلیون جمعیت دارد، و سرکها مملو از عابرین است. دستفروش ها در هردو طرف جاده بساط انداخته اند و حتی درنگ یک ثانیه از سوی راننده ای، می تواند جریان ترافیک هزاران موتر دیگر را برهم زند. در اینجا منسوبین ترافیک به ندرت حضور می یابند و به همین دلیل وقتی راننده ها، یک مرد یونیفورم پوش که از عقب موتر سبزرنگ پولیس به میان موترها بیرون می جهد را می بینند، احساس آرامش می کنند؛ اما این کنترول کنندۀ ترافیک یک مقام عادی نیست؛ در حقیقت، عصمت اصلاً هیچ مقامی ندارد.
خودسر
عصمت ٣٥ ساله که تخلصی ندارد، نه کارمند دولت است نه هم معاشی دارد. راننده ها به او دو تا پنج افغانی بخشش می دهند تا از بندش ترافیک جلوگیری کند. او از این طریق، روزانه ٢٠ تا ٣٠ افغانی (کمتر از یک دالر) عاید می گیرد.
بریدجنرال اسدالله رئیس ترافیک کابل می گوید: “عصمت، این کار را به علاقۀ خود انجام می دهد. او کارمند ما نیست. ما به او یونیفورم نداده ایم. شاید او یونیفورم را خریده باشد، یا شاید کدام افسر پولیس به او یونیفورم کهنۀ خود را داده باشد.”
عصمت می گوید که او یونیفورم و اشپلاقی که به گردنش آویخته است را به پول خود خریده؛ اما مهمترین اسباب کاری او میخی است که به واسطۀ آن، او متخلفین قواعد ترافیکی را تهدید می کند که تایرهای شانرا سوراخ (پنچر) خواهد کرد.
میخ، در حقیقت به عصمت صلاحیت کاری می دهد؛ با آنکه او بسیار به ندرت، شاید هیچگاه از آن کار گرفته است.
برخی از رانندگان، به هشدارهای لفظی و اشپلاق های این ترافیک خودگماشته اعتنا نمی کنند؛ اما وقتی عصمت میخ خود را به آنها نشان می دهد، بسیاری از رانندگان حرکت می کنند. رئیس ترافیک کابل، از روش غیرمعمول کاری عصمت استقبال نمی کند و می گوید که عصمت، از بیماری روانی رنج می برد و توانمندی اجراى درست کار ترافیک را ندارد.
جنرال اسدالله می گوید: “یک افسر ترافیک، نخست باید اوضاع را بررسی نموده، بعد بر اساس آن قضاوت کند که کی قواعد ترافیکی را نقض نموده است. چیزی که عصمت می کند، این است که او ترافیک را راهنمایی می کند و از رانندگان می خواهد که در محل تقاطع جاده ها توقف نورزند و حرکت کنند.”
بسیاری از عابرین جاده های مزدحم ناحیه ١٣، با این اظهارات رئیس ترافیک موافق نیستند و استدلال می کنند که حضور عصمت، به جریان و حرکت وسایط کمک می کند.
شاه ولی، یک منسوب پولیس ملی در محل است. او می گوید: “اگر چه عصمت دیوانه و معیوب است؛ اما علاقه دارد که به مردم خدمت کند. اگر او در ساحه تانک تیل نمی بود، وضعیت ترافیک بسیار سنگین تر می بود.”
ظاهراً آنهایی هم که بندش ترافیک را در ناحیه سیزدهم تجربه کرده اند، خدمات عصمت را ستایش می کنند.
عبدالحسین، رانندۀ یک بس کوچک می گوید: “این مرد بیچاره تکليف روانی دارد؛ اما بازهم به مردم خدمت می کند. این سرک بسیار تنگ است و اگر موتری برای یک دقیقه هم در آن بطور غیرقانونی توقف کند، دها موتر دیگر توقف می کنند. جمعیت این محل بسیار زیاد است؛ اما سرک اینجا بسیار باریک است. وقتی عصمت دراینجا باشد، او به رانندگان راهنمایی می کند و به این ترتیب جلو ازدحام ترافیک را می گیرد.”
ایستاده با قامت رسا
عصمت، از بدو سقوط رژیم طالبان در سال ٢٠٠١ تا حال، در کابل کار ترافیکی می کند. آنگونه که اکبر (یک هم اطاقی عصمت) می گوید، وضعیت صحت روانی و جسمی او در این سالها بدتر شده است. اکبر می گوید: “عصمت دیوانه است؛ اما هرکس او را می شناسد.”
یک باشندۀ دیگر ناحیه ١٣ هشت سال پیش را به خاطر دارد که عصمت را به شفاخانه انتقال داد. محمد ظاهر، راننده تکسی در ناحیه ١٣، می گوید: “من عصمت را زمانی به شفاخانه صلیب سرخ انتقال دادم که یک موتر پای او را شکست. برادر عصمت، دو سال پیش در یک حملۀ انتحاری در شهر کابل جان باخت. مادر و پدر او بیمار اند و توان کارکردن را ندارند.
با وجود این همه، هرروز ساعت ٩ صبح، عصمت در میان ازدحام ترافیک می ایستد و در بین هزاران عابر، شعاع میخش را نشان می دهد. برخی ها او را نادیده می گیرند؛ اما برخی دیگر راهنمایی او را می پذیرند.
این گزارش توسط افغانستان تودی تهیه شده است










