رفتن به محتوا
جمعه ۳۰ اکتوبر ۲۰۲۶ · کابل ۱۱:۳۶ ق.ظ
دربارۀ ماتماس با ماورود
۱۶° — وضعیت هوا در همه ولایات
صاف · ↑۱۸° ↓۶°
کیفیت هوا: متوسط

يک مادرغمديده: “عيد برای ماهیچ ارزش نداره”

· ۳ دقیقه مطالعه · ۸۶ بازدید

كندز(پژواک، ٦ اسد ۹۳): مادری که شوهر سربازش را در جنگ هلمند از دست داده است، ميگويد كه زندگى مشقت باری راسپری میکنند و عید و ساير روزهای خوشی، برای شان هیچ ارزشی ندارد.

سکینه که شش ماه قبل شوهرش به نام عبدالغفار را در ولسوالی موسی قلعۀ ولایت هلمند، در جنگ بامخالفان مسلح از دست داده است، در يک غرفۀ مخروبه درناحيه سوم جادۀ آزادى شهركندز زندگى ميکند.

وى که در ولسوالى ينگى قلعۀ ولايت تخار زندگى ميکرد، بعد از کشته شدن شوهر، به شهر کندز آمده و شوهر همشيره اش، اين غرفۀ مخروبه را که از آن براى اشياى اضافى در داخل حويلى استفاده ميکرد، در اختيار آنها قرار داده است.

سكينه با از دست دادن شوهر، بى سرپرست گرديده و دوپسرو يک دختر قدونيم قدش يتيم شده اند. گويى بسترغم در کلبۀ کوچک آنها خيمه زده است واين خانم مجبوراست سه طفلش رابه تنهايى و به دور ازمحبت پدرى نوازش بدهد.

اين مادر داغديده ميگويد كه كودكانش براى عيدسعيد فطر، لباس ندارند و لقمه نانى را که براى بقاى آنان بامشكل پيدا ميكند، از خريدن لباس عاجزاست وچنين روزهاى مناسبتى، برايش هيچ ارزشى ندارد.

وى درحاليكه اشک مجالش نميداد که درست سخن بگويد، بعد از پاک کردن اشکهايش، به آژانس خبرى پژواک گفت: «همى كه خبرشدم كه شوهرم شهيدشده، روز روشن سرم تاريک شد، ديگه نفاميدم كه مه كيستم، ازكجاستم، و دختر و مادر كيستم؟»

سکينه افزود كه از طريق لباسشويى مردم، براى خود و اولادهايش نفقه دريافت ميكند و ياهم ازسوى همسايه ها نان وغذا کمک ميشود؛ با آنهم اين کمکها کافى نبوده و شب و روز را با عالمى از مشکلات پشت سر ميگذارد.

اين مادر، با ازدست دادن شوهرش حالا تنها آرزودارد که ويس الدين پسر۹ ساله اش بزرگ شود و سرپرستى خانواده  را به دوش بگيرد.

گذشت زمان، ازهمين كودكى بارسنگينى را برشانه هاى اين پسرک انداخته است.

هرچند بازوانش براى برداشتن اين بار هنوز كوچک است؛ امامجبوراست روزى بتواند معيشت خانواده اش را تامين كند.

ويس الدين گفت: «پدرم شهيدشده، زندگى مابسيارخراب اس، يگان شب نان پيداميكنيم، يگان روزنميكنيم؛ اگرروزپيداكنيم، شب نميكنيم.»

اين پسرخُردسال افزود كه آرزو داشت مكتب بخواند و درآينده صاحب كسب وكمال شود؛ ازينكه پدرش را ازدست داده، مجبوراست وقتى که توان پيدا کرد، مزدورکارى و يا کراچيرانى كند تااحتياجات مادر و دوخواهرش را تامين نمايد.

اسماء يازده ساله دختر سکينه گفت: «عيدآمد، به مادرم گفتم مادرجان مردم كالاميگيرن، عيد ميايه ماچطو كنيم؟ مادرم گفت، مه شكم شماره سيركده نميتانم، كالاره چطوپيداكنم؟»

اين دخترک معصوم افزود كه زياد پشت پدرش دق شده است، و هرروزى كه به يادش مى آيد، چشمهايش از اشک پرميشود.

اسما علاوه نمود كه امسال با اجازۀ مادرش به مدرسه ميرود  و درآنجا موضوعات اسلامى را فرا ميگيرد.

درلابلاى مصاحبه بااين خانواده، همه باصداى بلند ميگريستند و درد آنها ذهن انسان را مى فشرد و دل سنگ را آب مى کرد.

اين خانواده، چشم به راه كمک و دستگيرى بوده و ميخواهند که ثروتمندان و مردم خيّر، به آنها يارى رسانند تا بتوانند، زندگى بخور و نمير خود را به پيش ببرند.

آژانس خبرى پژواک نيز به سلسله انجام كارهاى بشردوستانه اش، مقدارى موادغذايى وپول نقد را بااين خانوادۀ بى سرپرست و بى بضاعت در اواخرماه مبارک رمضان مساعدت نمودپ تافرهنگ دستگيرى نيازمندان درجامعه نهادينه شود.