رفتن به محتوا
جمعه ۳۰ اکتوبر ۲۰۲۶ · کابل ۳:۱۲ ب.ظ
دربارۀ ماتماس با ماورود
۱۸° — وضعیت هوا در همه ولایات
نیمه‌ابری · ↑۱۸° ↓۶°
کیفیت هوا: متوسط

فرخنده چگونه کشته شد؟

· ۷ دقیقه مطالعه · ۴۸۸ بازدید

کابل (پژواک،٦حمل٩٣): “صداى دادوبيداد بلند است، چند تن محدود از مردان و پسران در کنار دروازه واطراف زيارت شاه دوشمشيره وفرياد ميزنند که هى مردم بياييد يک دختر قرآن را سوختانده. “

مردم ازهر طرف سراسيمه خود را به صدا ها نزديک مى سازند، هرکس احساس عجيبى دارد در حدود چند ثانيه چشم بهم زدن ده هاتن به مقابل دروازه زيارت ميرسند و لحظه پس دخترى درحاليکه چپن دراز سياه و پطلون کوباى بر تن دارد با موهاى ببر از روى يک قبرستانى که در محوطه زيارت قرار دارد برروى قبرستانى ديگرى پرتاب شده و با چوب هاى بزرگ که مردان در دستهاى شان دارند با گفتن” الله اکبر” و بيان الفاظ زشت و رکيک  بر فرق وى ميکوبند.

در تصاويرتکاندهنده و دلخراشى که در صفحات اجتماعى(فيسبوک) ديده ميشود،اين دختر بى دفاع  که خدا ميداندچرا به اين حالت در آمده ميخواهد مقاومت کند و به جايش بيستد اما ضربات پهم چوب و فرياد هاى مردان که در ميان هياهو تشخيص نميشوداو را دو باره از پا درمى آورد.

 فرخنده با موهاى به بر سر و روى پرخون گاهگاهى براى دفاع از خويش  فرياد ميزند و براى دفاع از خويش ميخواهد چيزى بگويد اما داد و بيداد و خشم مردم او را ياراى دفاع از خويش را نميدهد.

خون از سر و رويش بگونه هايش فوران ميزند؛يک دختردر بين جمعى از مردان خشمگين محاصره شده است .چند بارنيم خيز ميشود اما دوباره به پهلومى لغزد، دستهايش را برويش ميگيرد اما ضربات پىهم چوب و لگد دوباره نقش زمين ميشود.

مهاجمين برآشفته بر اين اکتفا نکرده، با خشت و سنگ برسر ورويش ميکوبند، شمار ديگرى خود را بلند پرتاب کرده ودولگده بر شکمش حواله ميکردند.

هنوز وى ميتوانست به پا ايستاده شود،اما اورا سرپا ايستاده کرده درحالى بالاى بام آهنپوش زيارت ميکشند و دوباره به زمين مى اندازند که چند پوليس درجمعى از مردم درآنجا ديده ميشود وهيچ اقدامى نميکند.

دختر معصوم هرقدر تلاش ميکند تا راه فرار باز کند نميتواند،هنوز چشمهايش مى بيند اما ديگر انرژى تحرک و دفاع از خويش را ندارد.

 اين مردان برآشفته ، دختر مظلوم وناچار را برروى سرک انداخته و يکى ازآنها که موتر سرخ دارد او را که هنوز زنده است، زيرتاير ميکند تاير موتر درست از بالاى سينه وى ميگذرد.

مهاجمين فرخنده را کشان،کشان  تا فاصله حدود دوصد متر دور تر از زيارت برده و از ديوار دريا به زير مى افگنند ،مردان و پسران جوان حتى پسران کوچک از هرکجا خود را ازديوار ها که حدود سه متر تا سطح دريا ارتفاع دارد مى اندازند.

دراين تصاويردردناک که انسان به مشکل ميتواند، احساسات خود را مهار کرده وحاضر شود که آنرا ببيند،مهاجمين پارچه سنگى را گرفته به جسم بى حرکت فرخنده مى کوبند ؛صداى که بخوبى شنيده شد پسرى بود که از بالاصدا ميزد: ” هارون ـ هارون بزنش ، بزنش او بچه  بزنش ثواب ميکنى… “

پسر جوانى با موهاى افتيده تا شانه درحاليکه لباس زردى بر تن دارد از کنار ديگر دريا تخته سنگ بزرگى را جدا کرده،درحاليکه آن را به مشکل انتقال ميداد ،بالاى سرفرخنده آمده آنرا بلند کرده برفرقش ميکوبد.

اين پسر چندمرتبه اين کار را انجام داد وسپس وقتى متيقن شد که ديگر نفس در تن تکه ـ  تکه فرخنده نيست ،دستهايش را بهم ديگر زده و از ديوار دريا بالا مى پرد .

سپس در ميان اين هياهو صداى خشمگين ديگرى بگوش ميرسد که ميگويد:” درش بتين اى کافره “پس از لحظه چند آتشى با دود غليظى ازميان جمع آن مردان بلند ميشود شمارى از آنها دستمالهاى گردن شانرا هم بر آتش مى افگنند تا بيشتر افروخته شود و جسد فرخنده به يک کتلۀ از زغال تبديل ميشود.

فرخندۀ ٢٧ ساله هفتۀ گذشته در مقابل مسجد شاه دوشمشيره، از سوى مردم با لت و کوب به قتل رسيد و بعداً جسدش از سوى اين افراد سوزانده شد. سپس مظاهره کنندگان با تقبيح قتل وى، نهالى را در محلى که فرخنده سوزانده شده، غرس نمودند.

مهاجمين مى گفتند که فرخنده قرآنکريم را آتش زده؛ اما وزارت ارشاد، حج و اوقاف و کميسيون موظف بررسى قضيۀ قتل فرخنده گفته اند که در اين منطقه، کدام نسخۀ قرآنکريم حريق نشده است.

خبرنگارآژانس پژواک امروزازساحۀ اين رويداد ديدن کرده تا شاهدان عينى درمورد چگونگى واقعه چيزى بگويند، اما درآنجا در چشمان و سيماى مردم يکنوع ترس و هراس ديده ميشد و هرکس با يک حسرت از ساحه ديدن ميکردو گويا در زبان شان مهرلاک خورده باشد.

حتى دکانداران ودستفروشانى که سالهاست درمنطقه هستند،کلمۀ دراين رابطه به زبان نمى آوردند اينکه فرخندۀ مظلوم چگونه اسيرچنگال مهاجمين شد،آنقدرچوب ازکجا شد که همه اش برفرقش کوبيده شد وبين تعويذگر و فرخنده چه حرفهاى رد و بدل گرديد که چينن فاجعۀ به بار آورد.

شمارى از دختران و زنان درحاليکه در چشمهاى شان اشک حلقه زده بود به زيارت مى آمدند با چشمان جستجو گرشان  اطراف را زير نظرداشتند اما معلوم نبود که چه را جستجو ميکردند.

يکى ازخانم هاى سرسفيد که سراسيمه اززينه ها بالا آمد دستم را گرفته مرا درقسمت اخيرزيارت جاييکه آنجا مجاورين خاک  جاروب زيارت را جمع ميکنند، بُرد.

وى با چشمان ازحدقه برآمده گفت : “کو توته هاى قرآن کجاست؟”

براى اين خانم هنوز تفهيم نشده بود که هيچ قرآنى در اينجا سوزانده نشده ،بلکه انسان قرآن خوانى در اين ساحه  سوزانده شده است .

اين خانم ، قتل فرخنده را به شدت نکوهش کرده و بر عاملان آن لعنت فرستاد.

خانوادۀ فرخنده از جريان رفتن  به زيارت و قتل مظلومانۀ وى حرف مى زنند.

انجنير نجيب الله برادر فرخنده ميگويدکه درآن روز فرخنده خيلى عادى مثل روزهاى ديگر از خانه برآمد،به منزل بالا رفته از نزد پدرش پول گرفت تا خود را در کورس” تجويد” شامل سازد .

وى به پژواک گفت:”ساعت ١٢ بجه پدرش برايش زنگ زد که کجا استى! فرخنده گفت:درزيارت است، اما نگفت درکدام زيارت، ساعت دوبجه مادرش برايش زنگ زد ،براى مادرش گفت: “من درزيارت استم شما نان تانرا بخوريد من ميايم .”

انجنير نجيب افزود که وقتى ساعت سه بجه زنگ زدند تيليفونش خاموش بود، اما نمى دانستند که با خاموشى تيليفون،صداى مظلوم فرخنده نيز خاموش شده و ديگر دراين جهان نيست.

برادر فرخنده درحاليکه گريه ميکرد؛گفت که ساعت ٤ براى پدرش زنگ آمد که دخترکت ديگر دراين دنيا نيست که اين زنگ همۀ اعضاى خانواده را مات و مبهوت نمود ودرجاى شان مانند ميخ کوبيدند.

انجنير نجيب ميگويد که بالاخره پس ازسه روزگريه، فغان وناله جسد سوخته فرخنده راازطب عدلى تسليم شدند و باسيلى از دوستان و اقارب و ديگران، جسد را به خاک سپردند.

فرخنده در ليسه عالى بى بى ساره درس خوانده و از دارالعلوم عايشه‌ صديقه فارغ گرديد.وى در حاليکه در پوهنتون تعليم وتربيه استاد ربانى محصل بود، ميخواست کورس درس “تجويد” قرآنکريم  را نيز فرا بگيرد.

انجنيرنجيب علاوه ميکند که فرخنده دختر با حجاب بود ،دايم نمازش را ميخواند و قرآن پاک را با صداى رسا قرائت ميکرد

وى گفت:((خواهرم عاشق قرآن بود،خيلى مهربان وباعاطفه بود و درراه دفاع ازاسلام و قرآن جان باخت و تاج شهادت برسرزد.))

انجنير نادر ملک زاده پدر فرخنده نيزميگويد: ((فرخنده روزپنجشنبه غرض دعابه زيارت شاه دوشمشيره رفته بود، درآنجا به زنان تبليغ مى کرد که وقتى به زيارت مى آيند با حجاب باشند، فرخنده  به يک ملاى تعويذنويس که زنان را فريب ميداد توصيه کرده بود که اينکارش خلاف شريعت است بايد از اينکار دست بکشد، اما اين ملا عصبانى شده براى اينکه فرخنده را نابود کرده باشد بر او تهمت زد که گويا قرآن شريف را آتش زده. ))

وى ازحکومت خواستار عدالت گرديد و گفت که عاملان قتل دخترش به اشد مجازات محکوم شوند.

وزارت داخله ميگويد که بيش از٤٠ تن به شمول ٢٠ پوليس را دررابطه به قضيۀ قتل فرخنده دستگير نموده و تحقيقات خود را در زمينه ادامه ميدهد.

بااين حال،رياست جمهورى کميسيون حقيقت ياب رابه رياست مولوى محى الدين بلوچ به منظوربررسى قتل فرخنده،موظف نموده و اين کميسيون رسماًبه کارآغاز نموده است.

خپلواک صافى عضو اين کميسيون به پژواک گفت که بررسى هاى کميسيون نشان مى دهد که فرخنده بى گناه بوده و تاکنون هيچ نوع سند و شاهدى مبنى براين که فرخنده نسخه قرآن مجيد را سوختانده باشد به دست نيامده است.

وى افزود که فرخنده براى دعوت گرى تعويذ نويسان ومردم که براى تعويذ گرفتن مى آيند، به زيارت شاه دوشمشيره رفته بود.

صافى مى گويد که فرخنده براى خانم هايى که نزد تعويذ نويسان دراين زيارت آمده بودند، توصيه کرده بود که تعويذ گرفتن کار خلاف اسلام است که اين کارفرخنده سبب خشم تعويذ نويسان دراين محل شده و بر فرخنده اتهام سوختاندن قرآن را بستند.

به گفته اين عضو کميسيون، تاکنون ٢٧ تن در پيوند به قتل فرخنده بازداشت شده اما يک مجاور زيارت که محرک اصلى بود و دو تن که در لت کوب بى رحمانۀ فرخنده دخيل بودند فرار کرده اند که تلاش ها براى دستگيرى آنها  ادامه دارد.

وى مى گويد هرزمانى که اين سه تن دستگير شود تحقيقات در زمينه تکميل خواهد شد و نتايج آنرا که چرا فرخنده اينقدر به شکل بى رحمانه به قتل رسيده، آيا درعقب قضيه دست هاى وجود دارد؟معلوم و به مردم اعلام خواهد شد.