رفتن به محتوا
شنبه ۳۱ اکتوبر ۲۰۲۶ · کابل ۱:۱۴ ق.ظ
دربارۀ ماتماس با ماورود
۹° — وضعیت هوا در همه ولایات
ابری · ↑۱۹° ↓۷°
کیفیت هوا: متوسط
اعضا

” زندگى با نيم تنه راچه کنم؟ کاش کشته ميشدم که يکبارگى آرام ميشدم!”

· ۳ دقیقه مطالعه · ۱۰۵ بازدید

کابل (پژواک،۳میزان٩٤): يک صاحب منصب بازنشسته ميگويد که عمرعزيزش را در سنگر دفاع از وطن سپرى نموده و دراين راه هردو پايش را از دست داده؛ اما دولت به وضعيت وى و اکثرمعلولين توجه نکرده است.

عبدالوهاب اڅکزى که از ناگزيرى در شهرکابل ترکارى فروشى ميکند، در مصاحبه با آژانس خبرى پژواک گفت که زندگى رابا فقر و تنگدستى ميگذراند و انجام کار ديگرى از توانش پوره نيست.

وى افزود درسال ١٣٦٦هنگامى که در صفوف اردوى ملى مصروف وظيفه بود، دوپايش را براثر انفجار ماين از دست داد و پس ازمعلوليت، خانمش هم جهان فانى را وداع کرد.

اين افسرمتقاعد که بالاى ولچر نشسته و همه زندگى اش را مديون دو دستش ميداند، علاوه کرد که اطفالش که همه خُردسال بودند، به مشکل پدرشان را در راه ادامه حيات کمک مينمودند؟

اڅکزى با تاثر گفت که بارها از روى شانه اطفالش به زمين افتاده و درد کشيده، روزها گرسنگى و فقر را متحمل شده؛ اما کسى از روى انسانيت هم که شده، دروازه او را دق الباب نکرده تا با وى حداقل براى چند لحظه همدردى کند.

اين معلول که ٥٣ بهار زندگى اش را با تحمل مشقات سپرى نموده، افزود که اکنون کراچى ترکارى فروشى دارد و فرزندش که بزرگ شده است، با وى همکارى ميکند و ترکارى را براى وى به شهر انتقال ميدهد، بالاى کراچى منظم مى چيند و تا عصر که پسرش دوباره براى بردنش مى آيد، يکصد تا دو صد افغانى عايد ميکند.

وى که در دشت پدولۀ چهلستون با دو دختر و يک پسرش زندگى ميکند، گفت که کاش خانمش زنده ميبود تا اندکى از دردهايش راميکاست؛ اما امروز همه رنج هايش باردوش سه اولادش شده که روان آنها را تحت تاثير قرار داده است.

اين افسر متقاعد، با تبسم تلخى  که روى لبانش نقش بست، افزود که دلش از زندگى سرد است، اگر وابستگى اولادهايش نميبود که مادر شان را نيزاز دست داده اند، به زندگى خود که هر لحظه اش جان کنى است، ادامه نمى داد.

اڅکزى که چشمان دردمندش، گوياى تمام قصه ها و غصه هايش است؛ درحاليکه آه گرمى از سينه اش کشيد، گفت: "چه کنم اين زندگى را با نيم تنه؟ کاش کشته ميشدم که يک دفعه يى آرام ميشدم!"

وى که به حسرت به سوى رهگذران نگاه  ميکرد، علاوه نمود که ايکاش يک عضو ديگر وجودش را از دست ميداد و اينقدر محتاجى که حالا است، نمى بود.

اين معلول که از جنگ تجربه دارد، برجنگ و جنگ افروزان نفرين فرستاده گفت: "من خو سرباز دولت بودم، دلم براى کسانى مى سوزد که بى گناه قربانى حملۀ انتحارى ميشوند، يا معلول و يا کشته ميشوند."

وى بارديگر آه گرمى کشيد و به شکل سوال برانگيز گفت که روزى خواهد شد که افغانستان آرام شود، مردم با دل خوش، عيد و روزهاى خوشى خود را تجليل کنند؛ آيا وى زنده خواهد بود که ببيند مردم دوباره به کشور باز گردند و زندگى آرامى را سپرى کنند؟

اين قربانى جنگ، از مخالفان مسلح خواست که سلاح خود را برزمين گذاشته و به پروسه  صلح بپيوندند. وى به اين باوراست  که بيش از سه دهه جنگ، جز ويرانى، قتل و کشتار و معلول شدن، چيز ديگرى به ارمغان نداشته است.  

اڅکزى با انتقاد از دولت گفت که سالهاى عمرعزيزش را درسنگردفاع ازوطن سپرى نموده و بعداز آنکه هردو پايش را ازدست داده، دولت به حالت وى واکثر معلولين توجه نکرده و مجبور است که  از ناگزيرى، ترکارى فروشى کند و يک لقمه روزى حلال براى خود و اولادهايش پيدا نمايد.

افراد داراى معلوليت و معيوبيت؛ همواره از معاش کم، بيکارى و به ديدۀ حقارت نگريستن از سوى برخى افراد جامعه، رنج برده و از دولت ميخواهند که به مشکلات آنها رسيدگى نمايد.

قرار آمارکميسيون معلولين و معيوبين و بازماندگان شهدا در ولسى جرگه، بيش از ٨٠٠ هزار افراد معلول و معيوب درکشور وجود دارند، که ٤١ درصد شان را زنان تشکيل ميدهند؛ اماوزارت کار و امور اجتماعى و شهدا و معلولين ميگويد که ازاين جمله، تنها ١٢٠ هزار تن آنها نزد وزارت ثبت اند.

اعضا

You need to subscribe to view the full article. Please login or register a new account.

خبرهای مرتبط

همه فيچرها